على محمدى خراسانى

309

شرح كفاية الأصول (فارسى)

است باز قهرا اين موارد مشمول قاعدهء ثانوى نخواهند بود . 3 - ممكن است ادّعا كنيم كه اخبار علاجيّه نه ظهور در عموم و شمول نسبت به مطلق متعارضان دارند و نه ظهور در خصوص موارد غير قابل جمع ، بلكه از اين زاويه اجمال و ابهام دارند و معلوم نيست كه موارد جمع عرفى را هم شامل مىشوند يا نه ؟ و وقتى خطابى مجمل شد ، حتما بايد به قدر متيقّن آن قناعت شود و قدر مسلّم از اخبار علاجيّه آن دسته از متعارضانى است كه قابل جمع نيستند و شمول آنها نسبت به موارد قابل جمع محرز نيست و تمسك به عام و مطلق در شبههء مصداقيّه دليل عام جايز نيست . قوله : و لا ينافيها : اگر كسى بگويد كه خود شما قبلا در بيان اشكال فرموديد كه سؤال سائل در اخبار علاجيّه مىتواند به لحاظ مطلق متعارضان باشد و اگر از اين‌ها مىپرسيد . باز بجا و ممكن است و سؤال بىجايى نكرده ( زيرا در اين‌ها نيز يك تحيّر بدوى وجود دارد ، و با تحيّر نسبت به حكم واقعى هست يا احتمال ردع مىدهد و جا دارد كه بپرسد . ) پس چرا در اينجا قائل به اجمال و عدم شمول مىشويد ؟ در پاسخ مىگوييم كه منافاتى ميان اين دو حرف نيست ؛ زيرا حسن و صحّت سؤال از مطلق متعارضان مربوط به عقل است كه عقلا به خاطر سه جهتى كه در اشكال قبلا آورديم پرسش جا دارد ولى اين كافى نيست و بايد ديد اخبار علاجيه و سؤال و جوابهاى مذكور در آنها ظهور در چه چيزى دارند ؟ آيا اين‌ها هم در مطلق متعارضان ظهور دارند ؟ با بيان مذكور ديديم كه ظهورى نيست و كلام اجمال دارد و نمىتوانيم بگوئيم حتما اين سؤالها و جوابها مربوط به مطلق متعارضان است . قوله : فلم يثبت : نتيجهء سه بيان مذكور اين شد كه سيرهء همهء عقلاى عالم و همهء فقهاى دين در طول تاريخ بر اين مستقر شده كه ميان عام و خاص ، مطلق و معيّن و به طور كلى ميان اظهر و ظاهر جمع مىكنند و اظهر را اخذ كرده و ظاهر را توجيه مىكنند تا با اظهر بسازد و خلاصه سيره بر جمع است نه طرح يكى از آن دو تخييرا يا ترجيحا ، و اخبار علاجيّه هم نتوانست جلو اين سيره را بگيرد پس چنين سيره‌اى ارزشمند است و حق با مشهور است كه موارد جمع عرفى را از محدودهء اخبار علاجيّه خارج مىدانند و اخبار